اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

نوشته هايی کوتاه از کتاب تائو ت چنگ( ۱) 

قبل از تولد جهان

چيزي بي شكل و كامل وجود داشت

 ان ارام است ؛ خالي

 تنها ؛ تغيير ناپذير

 بي نهايت ؛ حاضر ابدي

 مادرِ جهان است

 

چون نام بهتري برايش نمي بينم ان را تائو مي نامم

 

==================================================

** وقتي مردم برخي چيز ها را زيبا مي دانند ؛ چيز هاي ديگر زشت مي شوند .

 

وقتي مردم برخي چيز ها رو خوب مي دانند ؛ چيز هاي ديگر بد مي شوند .

 

بودن و نبودن يكديگر را مي آفرينند

 

بلند و كوتاه يكديگر را تعريف مي كنند .                                      

 

پستي و بلندي به يكديگر وابسته اند .

 

قبل و بعد به دنبال هم مي ايند .

 

كاسه خود را بيش از اندازه پر كنيد لبريز مي شود

 

چاقوي خود را بيش از حد تيز كنيد كند مي شود

 

به دنبال پول و راحتي باشيد دلتان هرگز ارام نمي گيرد .

 

به دنبال تاييد ديگران باشيد برده  انها خواهيد بود .

 

كار خود را انجام دهيد و سپس رها كنيد  ؛ اين تنها راه ارامش يافتن  است .

=====================================================================-

 

فرزانه سخن نمي گويد ؛ عمل مي كند . وقتي كارش به انجام رسيد مردم مي گويند:(( چه جالب ما خود ان را انجام داديم !! )))

 

چه تفاوتي ميان بله و نه وجود دارد ؟

 

چه تفاوتي ميان شكست و پيروزي وجود دارد ؟

 

ايا تو هم بايد انچه ديگران مهم مي دانند ؛ مهم بداني ؟

 

و انچه انها دوست ندارند ؛ دوست نداشته باشي ؟

 

چه مسخره !!!

 

ديگران بسيار  هيجان زده ؛ گويي در حال رژه رفتن اند .

 

فقط من اهميتي نميدهم .

 

فقط من نظري ندارم .

 

همانند نوزادي كه هنوز حتي نمي تواند لبخند بزند .

 

ديگران انچه نياز دارند را مالك اند .

 

فقط من هستم كه چيزي ندارم

 

فقط من هستم كه اواره ام  ؛ همانند كسي كه خانه ندارد .

 

من به يك احمق مي مانم كه ذهنش خالي است .

 

ديگران مي درخشند ؛ فقط من نوري ندارم .

 

ديگران باهوشند ؛ فقط من گنگ هستم .

 

ديگران هدفي دارند ؛ فقط من نمي دانم .

 

من همانند موجي در اقيانوس سرگردانم .

 

و در بي هدفي به باد مي مي  مانم .

 

من با مردم عادي تفاوت دارم ......

 

 

ايا مي خواهيد جهان را بهبود بخشيد ؟ فكر نكنم چنين كاري عملي باشد . جهان مقدس است . نمي توان ان را بهبود بخشيد . اگر سعي  در اين كار داشته باشيد ؛ ان را خراب خواهيد كرد .

 

اگر با ان همانند يك شيئ برخورد كنيد ان را از دست خواهيد داد ....

 

زماني جلوتر از ديگران هستيد؛ زماني عقب تر ...

 

زماني در حركتيد ؛ زماني در حال استراحت ...

 

زماني قوي و نيرومند هستيد ؛ زماني خسته و بي حال ...

 

فرزانه هر چيز را ان طور كه هست مي بيند بدون تلاش براي  تسلط بر آ ن  .

 

او اجازه مي دهد هر چيز سير طبيعي اش را طي كند و در مركز دايره باقي مي ماند .

 

فرزانه مي گويد : قانون را رها مي كنم و مردم با صداقت مي شوند

 

اقتصاد را رها مي كنم و مردم ثروتمند مي شوند

 

تمامي نقشه ها براي رفاه عمومي را رها مي كنم و رفاه عمومي فراگير مي شود .

 

اگر بدانيد همه چيزدر حال تغيير است به هيچ چيز دل نمي دهيد ..

 

اگر از مرگ نهراسيد چيزي نيست كه نتوانيد بدست اوريدش ...

 

سعي در تسلط بر اينده مانند اين است كه بخواهيد يك شبه نجار شويد . وقتي ابزار نجاري را در دست داريد ممكن است حتي دستتان را  قطع كنيد .

 

شكست يك فرصت است ؛ اگر ديگري را مقصر بداني پاياني براي مقصر دانستن ديگران وجود نخواهد داشت

 

فرزانه به به وظايفش عمل مي كند و اشتباهاتش را اصلاح مي كند .

 

 

 

                  (((تائو تِ چنگ  يا دائو  دِ  چنگ ؛ يك متن كهن چيني با قدمتي بيش از 2000 سال است . اين اثر

 

كوتاه اما بسيار ژرف در طول سا ليان ؛ بر فرهنگ و انديشه چيني ها و بسياري از كشور هاي

 

مرتبط با انها تاثير بسيار عميقي گزارده ست . تائو به معناي را ه و طريقت است ؛ عصاره و

 

مفهوم اصلي تائو ت چنگ مي باشد و سر چشمه انديشه و مكتب تاتوئيسم .))))

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٤ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak