اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

چند ديالوگ ماندگار از سينمای ايران ......

به چيزی که دل نداره دل نبند   !!  (مرسدس )

روزگاريه عاشقيت  !! ( سوته دلان )

زندگيه ديگه ..کاريش نمی شه کرد  (تاواريش )

زخم های ادم سرمايه اند ... سرمايه تو با هيچ کسی تقسيم نکن   ((شب يلدا )

ما قاچاقچيا تو خودمون يه قانون داريم .. ماده اول : دنيا پر از نامرده ..دوم : به جزء خودت کس ديگه ای رو دوست نداشته باش ..سوم : برادرت اولين دشمنته ..رفيقت دومی ..  ( تاراج )

احساس سوختن به تماشا نمی شود .....آتش بگير تا ببنی چه می کشم  !! (بودن يا نبودن )

دلم برای لاله زار لک زده  !! ( روز با شکوه )

بايد حدس می زدم  ..

که چی ؟

که عاشقم بشی  !!  ( غريبانه )

ای کاش زندگی مثه نوار بود ..يه دکمه  رو می زدی بر می گشت به عقب ...ديروز ..پارسال ..ده سال قبل ..بچگيا .. افسوس که زندگی دکمه عقب ندارد ... ( اخر بازی )

بی عشق همه نعش کشند  !! ( از کنار هم می گذريم )

اگه می دونستم کلاف زندگی مارو کی می بافه  حتما می گفتم مال منو بشکافه ..( خانه ای روی اب )

هميشه حسرت دو چيز رو در زندگی  داشتم ..اول يه رفيق لوطی و بامرامه که هيچ وقت نداشتم ..دوم يه پيکان جوانان گوجه ای که چی ؟ زيد بغل ..جاده بالا ..بريم ديزين اسکی .. (۰ کما ))

 

                                          

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٤ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak