اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

این جهانی که همه ش مضحکه و تکراره!

تکه تکه شدن دل چه تماشا داره.

دیده ام دیدنی دنیا را!

چرخه و چرخشه و پرگاره!!

خیابون مهمتر از پاهای ژان پل سارتره

منظورم رفته و جای رفته

چمن از نگاه پابلو نرودا جدیتره!

منظورم سیرِ و منزلگه سیر!

سیستم سرگیجه کار و حقوق،

لذت جویدن و مزه ی کافکا را خنثی کرده!

منظورم غریزه و قانونه!

تُکِ پار فتنِ همسایه ی "واگنر" اونو دلخور کرده!

منظورم رابطه و دریافته!

سرویس کامل بشقابای "مادام بواری"

هنر آشپزیشو لوث کرده!

منظورم عاطفه و تکنیکه!

پشت این پنجره، علم،

چتر شک دستش و از آفتاب حرف می زنه.

با کت وارونه، در باب حواس

با کفش لنگه به لنگه، در باب جهت

با هیاهو، در باب سکوت، تز می ده!

پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست!!"

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٥ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak