اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

فردا چند شنبه ست ؟ شنبه ؟ آره شنبه ست .!! فردا بازم بايد برم دانشگاه .. ترم تابستان از فردا شروع ميشه .. اين طور كه من انتخاب واحد كردم بايد 6 روز در هفته اونم هر روز برم كلاس ..!! تابستان در كنار همه خوبي هايش يك ويژگي خاص دارد و آن هم بعد از ظهرهاي بلند و طولاني و گاهي خسته كننده است؛ به خصوص بعد از ظهرهاي جمعه. همان وقت هايي را مي گويم كه هر چه صبر مي كني اين روزهاي كشدار تمام نمي شوند و هر چه منتظر مي ماني گرماي هوا دست از سرت برنمي دارد. حالا حساب كنين كه يايد 4 ساعت سر كلاس بشينم و تو اون گرما به استاد خيره بشم كه مثلا دارم به درس گوش ميدم و .. ولي خب چاره اي نيست .. ميدونين گاهي وقت ها بايد يه جوري لحظه هارو گذروند ... چه جوري مهم نيست فقط بايد بگذرونيم .. براي منم اين روزا همين جوريه .. فردا روزيه مثه تمام روزاي ديگه .. با بزرگتر شدنم زندگي برام رنگ تازه اي نداره ... گاهي اوقات از خودم مي پرسم زندگي چيه ؟؟؟ من از اين زندگي چي مي خوام ؟؟ زندگي داره به سرعت ميره و منو دنبال خودش مي كشونه .. مي خوام داد بزنم آهاي زندگي نگه دار مي خوام پياده بشم ...!!!!
نوشته شده در جمعه ٢۳ تیر ۱۳۸٥ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak