اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

... بی‌تو می‌کشم بر دوش کوله‌بار غربت را
پرسه می‌زنم تنها کوچه‌های خلوت را

خسته از دل تنگم بر می‌آورم آهی
بعد بی‌تو می‌خوانم شعر «کوچه» را گاهی

آه ! با من ِبی‌تو کوچه‌ها همه سردند
نيستی چه می‌دانی؛ با دلم چه‌ها کردند؟

ساده‌لوحی‌ام را باش؛ هر کسی که می‌آيد
با خودم می‌انديشم: اين يکی تويی شايد!

کوچه‌ای که يادت هست، بی‌عبور دلگير است
خواب ديده‌ام يک‌ شب می‌رسی ولی دير است ...


نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٥ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak