اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

استاد بهمن علاءالدین ( مسعود بختیاری ) مروارید بی همتای موسیقی درگذشت .  زندگی و آثار این خواننده خوش نوا و آهنگساز توانمند نقطه اوج موسیقی ایل بختیاری است .  بهمن علاءالدین که در دنیای هنر بیشتر به مسعود بختیاری نامور شده است در ۲۰ مهر سال ۱۳۱۹ بدنیا آمد ... وی که صدای آشنایش سالها به موسیقی بختیاری رونقی داده بود در شامگاه پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۵ پس از سکته قلبی دیده از جهان فرو بست....

خبر کوتاه و تلخ بود ..مسعود بختیاری درگذشت ..باورم نمیشد ..یعنی راسته ؟ واقعا مسعود بختیاری هم رفت ؟

نه باور نمی کنم ..او همینجاست ..کنار شبگریه های هرشب من ...کنار دلتنگی های هر روز و هنوز من ..من با صدای او عاشق شدم و در خود شکستم و هیچ نگفتم که تنها مرهم درد من ترانه هایش بود و صدای جاودانه اش  و دل از پاکی چون آسمانش ...

بغض عجیبی تو گلومه ..بغضی به وسعت عشق جاودانه او ..غم عجیبی تو دلم چنگ میزنه...  غمی به وسعت غم تنهایی او....

کاش نمی رفت ...کاش بود و می خواند از غم بی کسی ..از درد عاشقی ..ندونم سی چه چینو دلم واخم دی ساز نیاره ....کاش می ماند و از فاصله ها می گفت ...تو به دیر و مو به دیر ..کا واسته میونه ...کاش بود و از غم دوری می خواند ..مُو تيام تَش ايزَنِه سي ديدنتو.....زِنده مَندُم به خدا با ديدن تو..کاش می ماند و از غم جدایی می خواند ..آخه تا كِي چينُو با تِهنا بِمَهنيم نَدونُم چه ديديِه  ... زِ اي جدائي ؟؟؟

گردواری ایکنم ای یام و دیندات          هرکجا که ایری دست خدا و همرات

                           دست خدا وهمرات ....

                                    

ترانه‌اي كه نخواهم سرود من هرگز خفته است روي لبانم، ترانه‌اي كه نخواهم سرود من هرگز... بالاي پيچك كرم شب‌تابي بود و ماه نيش مي‌زد با نور خود بر آب ... چنين شد پس كه من ديدم به رويا ترانه‌اي را كه نخواهم سرود من هرگز ... ترانه‌اي پر از لب‌ها و راه‌هاي دوردست ... ترانه ساعات گم شده در سايه‌هاي تار ... ترانه ستاره‌هاي زنده در روز جاودان...........

نوشته شده در شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak