اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

شعرهای نا تمام
حرفهای ناگفته
نامه های ناخوانده
حسرت یک بوسه بی هوس
یک نگاه بی تمنّا
آرزوهای محال
نقشه ها ، نقش بر آب
قابهای خالی از عکس
خاطراتف بی شمار
دل پر درد
سری پر فکر و خیال
چشم پر اشک
قلب بیمار
دست لرزان
پای لغزان
لب خاموش
روح زخمی ... !
شب ، پر کابوس
روز ، پر آه و فغان
نگاه ، پر خواهش
نفس ، یک در میان
زندگی ، بی معنا
مرگ ، یک آرزو !
تنهایی ، جانکاه
خانه ، نا امن
دوست ، یک دشمن ... !
سهم من از روزگار ...
سهم من از روزگار ...
سهم من از روزگار ... !!؟؟
نوشته شده در جمعه ٢٥ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak