اینجا همیشه زمستان است...

با قطـــــــــار بیـــــا جنــــوب و/ آنجــــــــا پیــــــاده شــو /هر کجا بابـــــونه دیـدی بـو کــن /مــــــــن اونــ جـــــام

سپهر را من نيلگون شناختم.
چرا که همرنگ هوسهای نامحدود من بود.


خدا کران بيکران شکوه پرستش من بود،


و شيطان، اسطوره تنهايی انديشه های هولناک من.


اولين دستی که خوشه اين انگور را چيد دست من بود.
کفش ابتکار پرسه های من بود
و چتر ابداع بی سامانيهايم...


هندسه شطرنج سکوت من بود
و رنگ تعبير دلتنگيهايم


من اولين کسی هستم که
در دايره صدای پرنده
بر سرگردانی خود خنديده است


هر چرخی که ميبينيد بر محور شراره شور عشق من ميچرخد


آه را من به دريا آموختم"


حسين پناهی

نوشته شده در پنجشنبه ٧ تیر ۱۳۸٦ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ توسط رضا.م نظرات ()

Design By : Pichak