زی تیر نگه کرد پر خویش بر آن دید...

مردی شکارچی به شکار رفت ؛گشت و گذار شکاری دید ؛چون شب بهش رسیده بود نتونست به خونه ش برگرده؛به غاری همون نزدیکیا رفت و آتیشی برپا کرد و یه کم از گوشتی که شکار کرده بود رو کباب کرد و داشت می خورد که سر و کله یه خرس پیداش شد !!

مرد برای این که از شر خرسه خلاص بشه یه لقمه خودش می خورد یه لقمه به خرسه می داد !

شکارچی دید نخیر ! خرس دست بردار نیست ؛چه کنم ؟چه نکنم ؟ فکری به سرش زد !مقداری از روغن چراغی که همراه داشت و برداشت و به دستاش مالید و دستاشو از دور روی شعله آتیش گرفت؛از اونجاییکه خرس کار ادمیزاد رو تقلید می کنه اونم همین کار رو کرد؛روغن چراغ رو به دستاش مالیدوخودش رو روی آتیش گرفت و که یک مرتبه سرتاپاش گُر گرفت ....

خرس که وضع رو این طور دید از غار خودشو بیرون انداخت و حالا ندو کی بدو !!

می رفت تا رسید به جمع بقیه خرس ها ؛ بزرگ خرس ها ازش پرسید ؟ چی شده ؟ این بلا رو کی سرت اورده ؟

آقا خرسه در حالی که داشت می سوخت گفت : خوم ! خوم !( خودم! خودم !)

 

اضاف نوشت :

بعضی وقتا یه کارایی می کنم که بعدش عین چی پشیمون میشم ! حالا درسته پیش خودم میگم این کارو نکن بچه ! حواست باشه ؛ اما بالاخره اون خر درونم غلبه می کنه و انجامش می دم ...

بعدم هی دنبال مقصر می گردم ! یکی تقصیر رو بندازم گردنش ؛اما به خودم که نمی تونم دروغ بگم ؛ مجبورم بگم تقصیر خود ابله ام بوده نه هیچ کس دیگه ! خودم خودم خودم !

ای کاش گرد وُ غبار کوچه ها باشم وُ
در زیر پای دریوزگان

ای کاش رودخانه های جاری باشم وُ
زنان بر کرانه ام بایستند وُ رخت بشویند

ای کاش چراگاهی باشم بر کران برکه ای وُ
آسمان را بالای سر ببینم وُ آب را به زیر پای

ای کاش الاغ آسیابانی باشم وُ او مرا به شلاق بزند وُ
خلاصم نگرداند !!!

ای کاش همۀ آن چیزی باشم که گفتم وُ
در عوض آن کس نباشم
کز جادۀ زندگی میگذرد وُِ
به پشت سر نگاه میکند وُ
بر گذشته
حسرت میخوردنگران

 

شعری از فرناندو پسوآ

/ 52 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پگاه

راستی ! اصلا خودت می فهمی این آهنگه چی میگه ؟! نه خدایی می فهمی ؟!

خواهر طوفانی

کجایین ؟! چرا کامنت هاتون روجواب نمیدین آیا !؟[سوال]

پگاه

زنده ای یه فوت کن اگه نه دو تا !

چراغی در افق

[خنثی]

چراغی در افق

[ابرو]

چراغی در افق

[خمیازه]

چراغی در افق

موزیکه وبلاگت بخوره فرقه سره اون خرسه [منتظر]

مریم

[منتظر] حالا که چی ؟؟ [منتظر]

پگاه

نه ! خداییش این آهنگه رو که گذاشتی خودت می فهمی چی میگه ؟!

خواهر طوفانی

من چون همیشه در حال آهنگ گوش دادنم آهنگو قطع میکردم ! الآن گفتم گوش بدم ببینم چیه حالا ؟! من یه children شنیدم اون وسطا ![نیشخند][زبان]