باخه های من ...!

هنوز ما را اهلیت گفتن نیست. کاشکی اهلیت شنیدن بودی.
تمام گفتن می‌باید و تمام شنودن!
بر دل‌ها مُهر است. بر زبان‌‌ها مُهر است. و بر گوش‌ها مُهر است..

(از : مولانا)

 

 

پی نوشت:

از خلاصه ی روز های انتظار
که می‌‌دانم حوصله به خرج نمی‌‌دهی‌
تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی
فقط این را می‌‌گویم:
"
دلتنگی‌ ام
آنقدر بزرگ شده است
که اگر ببینی‌
شاید نشناسی!"

 شعر:بهرنگ قاسمی

وقتی ساده دلانه و بی خبر گمان می کنی زندگی تا ابد بر همان مدار سابق می چرخد یک تندباد، یک زلزله یا سونامی می آید و ... چقدر ما انسان ها معصوم ایم و چقدر بدبخت و مستحق ترحم. گمان کنم وقتی خدا ما را تماشا می کند که چطور ساده دلانه به ابدیت، به ابدی بودن بعضی چیزها معتقدیم، گریه اش می گیرد. حتی دلش نمی آید گوش مان را بگیرد و بگوید الاغ، یواش تر! نمی بینی؟ نمی بینی به آنی همه چیز به هم می ریزد؟

 کتاب"میم عزیز" /  حسن شهسواری

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواهر طوفانی

باخه یعنی چیز با ارزش ؟![متفکر]

خواهر طوفانی

باخه هات دوست داشتنی اند

کوه استوار

سلام چقدر نوشته ی حسن شهسواری قشنگ بود[دست] کتابا رو که دیدم دلم کتاب خواست[چشمک]

شلخته خانوم

اول؟؟؟

شلخته خانوم

ایش! رمز داره که...

شلخته خانوم

خوب بود.

نغمه

سلام رضا خوبی؟ باخه هاتم جالبن!

شلخته خانوم

ضایع نکن دیه! تایید منظورم بود! :دی

ziziB

باز هم پی نوشتتت عالی بود و حرف های دل...

میلاد

"دلتنگی من آنقدر بزرگ شد که دست به کمر با عصا راه می رود..." یک آهنگ عاشقانه عربی آپلود کردم همراه با ترجمه . این آهنگ باعث شد دیدم نسبت به ادبیات و فرهنگ عربها بهتر بشه . امیدوارم هم خودت و هم خوانندگان وبلاگت خوششون بیاد . http://zhalon.persiangig.com/audio/3a%20Baly%207abibi.rar/download