هر طور شده این راه را تا آخر می‌روم...

تو سریال روزی روزگاری یه سکانسی بودکه مرادبیگ و قلی خان روی تپه ای گپ می زدند؛قلی خان روی سنگی نشسته و چپقش رو روشن کرده بود و به دور دست ها خیره شده بود و می گفت :

قلی خان راهزن بود ؛ یه روز به خودش قول داد تا هزار تا کاروان رو غارت کنه ! و این کار رو کرد هزارتاکاروان رو لخت کرد؛اما یه روز به خودش گفت حالا ببینم می تونی یک کاروان رو به سلامت به مقصدش برسونی و از دست راهزنا نجاتشون بدی؟!گفت اما نتونست و مشمول الذمه خودش شد ! تقاص از این بدتر که یه نفر مشمول الذمه خودش بشه ؟!

 

پی نوشت :

 

چقدر گفتم حال همه‌ی ما خوب است و باز / تو حتی باورت نشد...

خب راستش را بخواهی / آن روز باد می‌آمد!

من هم دروغ گفته بودم به آسمان /یعنی گفته بودم خوبیم، حالمان خوب است ،

اما تو عاقل‌تر از آنی که باورت شود...!!!

سید علی صالحی

 

مشمول الذمه:کسی که تعهد خود را به جای نیاورده !

 

/ 33 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

اینا همه اش توجیهه . بهر حال وجهه ی خوبی نداره .[خرخون]

asal

یعنی من عاشق شعرای ام که مینویسی! بعدشم نکن برادر، سانسور نکن، حرفهای نزده خفه ت میکنه. از ما گفتن

پگاه

بهار جون هر کی بیاد وبلاگ رضا.م مشمول الذمه خودش است ! بیایید یه جای خوب که براتون مفید باشه ! [نیشخند]

مریم

زمستون که رفت یادت افتاده رنگ وبلاگ رو عوض کنی ؟ یه قالب برای عید و شکوفه و بهار می ذاشتی حال و هوامون عوض شه .[نیشخند]

bahar

کامنت تبلیغاتی پگاه رو داشتی[چشمک]

bahar

ولی به نظر من خوبه که وبلاگت سن و سال داره . ایشالا وبلاگ پیژامه پوش هم به این سن میرسه . هنوز به دنیا نیومده ولی ما برای آینده اش نقشه ها داریم[رویا]

مریم

بهار چرا اشتباهی راهنمایی می کنی ؟ [نیشخند] کجاش خوبه آخه ؟ وبلاگ باید جوون باشه . بهار الان دلش بابت جایزه اش هنوز باهات صاف نشده داره اشتباهی راهنماییت می کنه . [پلک]

محمد

آره مراد بیگ رو نمک گیر کرد اما حسام بیگ بی وجدان رحم نکرد وقت نبود که جبران کنه

محمد

گوششو میبرم میزاروم کف دستش! خیال کرده فقط خودش بلده؟

زهرا

کار خوبی است کار را نباید نصفه رها کرد