اخه اين چه دنياييه که ما داريم توش زندگی می کنيم ؟؟اين زندگيه که ما داريم ؟ از صبح خروسخون تا نصفه شوم از خونه بزنيم بيرون و جون بکنيم برای يه لقمه نون حلال و به احتمال زياد حرام... خودمونو اواره خيابونا می کنيم که چی بشه ؟؟اخرش چی ؟؟ کجا رو می خوايم بگيريم ؟

چند شب پيش   من خسته و کوفته از دانشگاه اومده بودم. تلويزيون داشت يه برنامه نشون می داد .. ..يه برنامه در مورد اهالی دهی که اب زندگيشون رو برده بود ..اتفاقا اونا همزبون خودمون بودن ..نمی دونين چقدر گريه کردم اون شب .. از ديدن اون همه بدبختی و فلاکتشون از زندگی کردن بیزار شدم ..از خدا بدم اومد ..اره ..ازش بدم اومد .. می دونين چرا ؟؟اخه اونا تو يه غار زندگی می کردن ..می فهمين تو يه غار ..خنده دار نيست ؟؟ البته که نيست .. گريه داره خيلی هم زياد ...

اخه خدا کجايی تو ؟؟ ؟؟ چرا  هيچ کاری نمی کنی ؟؟تو که همه چی رو می بينی .. تو که از همه چی خبر داری ...تو که قادری.. تو که مهربونی .. تو که ... پس چرا دست رو دست گذاشتی ؟؟ منتظر چی هستی ؟؟؟بزن خراب کن همه چی رو ..هر کی که زور می گه نابودش کن .. هر کی که تو بدبختی و منجلابه نجاتش بده ..

دلم به حال خدا می سوزه ... عجب صبری داره ..بنازم به اين صبر ...ا

گر من جاي او بودم
                  همان يك لحظه ي اول
                           كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان
                                                                     جهان را با همه زيبايي و زشتي
                                                                                         به روي يكدگر ويرانه مي كردم 
                         

                                               عجب صبري خدا دارد !!!!

من که از خوشی های اين دنيا نصبیی نبردم !! از خير اون دنيا هم می گذرم .. ديگه به خدا هم

اميدی نيست ...سررشته کار انگار از دستش در رفته ...اينهمه بدبختی و فلاکت رو که

ميبينم  .. من که ادمم دلم به درد مياد .. پس خدا چه حالی داره ؟؟

  اگر من جای خدا بودم .. می دونستم چی کار کنم اما ...                                                     

چرا من جاي او باشم ؛
همان بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشت كاري هاي اين مخلوق را دارد
و گر نه من به جاي او چو بودم
يك نفس كي عادلانه سازشي
با جاهل و فرزانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد !!!

 


/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مداد کوچولو

بله که ميشه چرا نشه. بايد چشمهات رو باز کنی ميبينی که کنارته و داره باهات حرف ميزنه

HOMA

سلام...چطوری رضا جان خوبی؟!دلم واست خيلی تنگ شده بود...هانيه هم بهت سلام رسوند...ای کلک چه زود دوستای منو قاپيد!راستی امشب که شب هفتم رو گوش می کنی!

HOMA

سلام...رضا جان خوبی؟آVّ «»« کلیپ جدید شادمهرو دانلودش کردم.اگه توی جستجوی گوگل با فارسی بنویسی (شادمهر عقیلی پاپکرن) اونوقت توی همه صفحه ها اهنگی برای دانلود هست....قربانت خدا حافظ

parisa

سلام قبل از اينکه چيزی بنويسی اومدم که فکر نکنی حتما بايد چيزی بنويسی که بهت سربزنم. درضمن منکه ني نی کوچولو نيستم با اين حرفها ناراحت بشم. يه چيز ديگه ادم وقتی گوش و ميخواد بايد گوشواره رو هم بخواد. وقتی دوست رو ميخواد بايد غرغرهاش رو هم بخواد ديگه. شاد باشی.

فرامرز

سلام صبح بخير - چطور ی اقا رضا خوش ميگذره يا هنوز درگير زندگيه -ولی هر جا هستی شاد باشی

فايقه

سلام.ممنون که سر ميزنی.خيلی خیلی قشنگ می نويسی.بازم بيا.خوشحالم ميکنی.

HOMA

سلام رضا جان...منم ميگم کليپای شادمهر حالمو بهم ميزنه...فک کرده با اين کارش ميتونه دل سياستمدارای اين طرفو بچزونه!من که به همون اهنگای قديميش دلخوشم...دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه...

نادونی

سلام....دسوتی خوب با تبادل لينک موافقی..جوابشو بهم بده...منم آپ کردم..تاتا

حنانه

سلام اقا رضا.ببخشيد اگر يه مدتی به وبلاگ قشنگتون سر نزدم.راستش ادرسش رو گم کرده بودم امل خوب شما هم به من سر نميزدين.من نظری که داده بودين رو خوندم اما فقط يه سوال دارم اينکه قبول داريد سختی فقط مال اين دنيای بی مهره.اگر اون ادما الان دارن با اين وضعيت زندگی ميکنن کم لطفی خدا نيست اين نشونه ی سنگ شدن دل خيلی از ادمايی که به پايين تر از خودشون نگاه هم نم کنن چه برسه به کمک.اما يه کم که فکر کنيم می بينيم توی قانون خدا ضعيف و فقير هيچ فرقی با بقيه براش ندارن.اقا رضا خدا هميشه در حال امتحان بندهاش چون دوستشون داره اين امتحانا از گذشته به ما ثابت شده می دونم که خودتونم ميدونيد من دوست ندارم شعار بدم اما خدا خوده عشق پس مطمئن باشيد عاشق بندهاش هم هست من ميدونم که شما هم اين رو ميدونيد.ببخشيد من زياد نوشتم...اميدوارم هميشه موفق باشيد

maryam

سلام .. خيلی غمگين بود