وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,

تابستون هم بارشو بست ؛ هر چند که خیلی اُستُقُص دار و چغر به نظر می رسید اما رفتنی شد ...و دوباره نوبت پاییز شد !

همیشه با اومدن پاییز یاد مدرسه می افتم ؛اول مهر ! هول و ولای روز اول مدرسه ...

جلد کردن کتاب و دفتر مدرسه؛ترس شیرینی که همیشه همراه من بود؛این که دوستای پارسالی هم هستن؟دوستای جدید پیدا می کنم ؟معلم ها چی ؟

همشیه خدا من جدا از بقیه بچه های کوچه مدرسه می رفتم؛نمی دونم چرا؟مثلا اونا شرق می رفتن مدرسه بعد من غرب میرفتم!برای همینم همیشه تو روزای اول مدرسه تنها بودم؛اونا با هم می رفتن مدرسه من همیشه تک و تنها می رفتم و بر می گشتم .

الان در معرض هجوم خاطره های زیادی قرار گرفتم ...!  اما حوصله نوشتن نیست .

.......................................

"رفتن" یک کلمه خاصه ! تلخه ...گاهی به چیزی یا کسی عادت می کنی اما یه روز از دستش می دی ؛یه روزی میره ؛ و شاید غیر از رفتن راهی نباشه ...

من تو زندگی دوستای زیادی از دست دادم ؛چه اونایی که ناگزیر بودن از رفتن و تسلیم تقدیر شدن و و فقط یادشون مونده برام و چه اونایی که اسیر روزمرگی شدن و ...

کسی که میره راه رفتن رو یاد می گیره ! پس بهتره بر نگرده ...چون بازم میره ! این راه رو باید تا اخرش رفت ...

 

میل گم شدن در من پیدا شده ست /میل گم شدن در جایی بکر

در فکر‌های دور

خسته‌ام از حسِ خستگی...

از این‌که این‌جا نشسته‌ام و می‌گویم از این‌جا

و حالی که مرا خسته می‌کند

خسته‌ام از خسته‌امنگران

فکر رهاشدن مرا رها نمی‌کند  / فکر رهاشدن در رفتن / در اعماق یک سفر

می‌خواهم با باران‌ها سفر کنم / از هرچه بگذرم

روی دریاها چادر زنم/ میان شن شنا کنم/  از هوا جدا شوم/به خلاء عشق بپیوندم

که مرا می‌آکند /که مرا می‌کَنَد

از زمین و هوا

و می‌پراکند / آن‌جا که هرچه رها شده‌ ست

تا آن‌جا و روزی که باز / زیبایی‌اش / مرا پیدا کند

میل گم شدن در من پیدا شده‌ ست...!

شعر:شهاب مقربین

 

/ 41 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نغمه

آخه ما مدعی نیستیم اینجا شماها زیاد ادعا دارین!!!! وگرنه از نظر ما بازی برد و باخت داره!!!!!!!!

شکلاتی

اعلام موافقت با نغمه جون!اصن ادعا داره ازتون میباره! ایــــــش

با اجازه ...

حالا كه بحث يار كشي ئه! بنده هم همراهيم رو با جناب آق رضا! اعلام مي نمايم! ... اصن اين 4 تائي شدن يه اقبال و سعادت ايه كه فقط اونائي كه 4 تائي ان قدر و مرتبه و ارزشش رو متوجه ميشن! [رویا]

شکلاتی

فعلا که کم اوردید که بحث مدرسه رو پیش کشیدی ضمنا محض اطلاع شما این هفته سه تا امتحان دارم و هر سه تارو هم نغمه جونم قراره به جام بیاد سر جلسه[عینک]شوما مشکلی داری؟![زبان][عینک]

خواهر طوفانی

نغمه جون شما هیچ حری نمی تونی بزنی یعنی راجع به استقلال ! یعنی هیچ کس هیچ حرفی نمی تونه بزنه ! مشخصه که استقلال بهتره !

بابانوئل

چیه هی 4 تا 4 تا راه میندازین؟اصلا ما که بیشتریم...6 تا! بحث هم نمیکنم.چون میدونم درسته با افکار اشتباه دیگران کاری ندارم...

نغمه

به هیچ کی ربطی ندارههه من خیلی راحت در مورد استقلال یا هر تیمی نظر میدم. میگم حالا خوبه تیمتون همچین مالیم نیستا انقدر مینازین[نیشخند]

زخمی

من سر میزنم. هرچند بی صدا. پیگیری میکنم که چه وقت دل تنگی های تو را باد می برد و بعد میفهمم در ایذه باد نمیوزد مثل شهر ما

نغمه

رضا حرف کم آوردی تو جواب حرف از مدرسه میزنی[زبان] شکلاتی کل امتحانات رو خودت عااالی میدی و حتی نیازی به من نخواهی داشت[چشمک] پرسپولیس سالاااره یادت نره[نیشخند]

مریم

میل گم شدن در من پیدا شده است[ناراحت]