برای کلمه ، برای آدمی ، برای آینه …فرقی نمی کند !

دوستانی که لطف کردن و مارو رو به افکارشون مهمون کردن :

رهگذر   / هیدرا  / مریم  / سعید .م / سعید  و ...مرجان  / پگاه /خانم بهار/خواهر طوفانی/ شلخته خانم !

 

دوست داشتم یه بازی وبلاگی راه بندازم ؛ مثلا بگم از چیزایی که تو اتاقتون هست و دوس دارین عکس بذارین یا وسایلی که تو کیف یا جیب هست و ..اما خب با این سرعت اینرنت و اپلود عکس خیلی سخته و نمیشه کُلهُم!

اما با چند تا سوال شاید بد نباشه ؟ببینم هر کسی می تونه چه جوابی بده ؟افکار و چیزی که توی ذهن ادماست چقدمی تونه با هم فرق داشته باشه  و اینا ..!

قانون خاصی هم نداره و همه حتی سیزده ساله ها هم می تونن بیان ! ورودی و هزینه هم نداره اما اگه کسی پولی بده صرف نیازمندان میشه !(البته همه می دونن نیاز مندتر از من وجود نداره !!!)

هر کسی  فقط تو وبلاگ خودش جواب بده ...نه اینجا ...!!

اما سوالا ...یه چند تاشو از یه مجله کش رفتم! بقیشو هم از نت و چند تاشو هم خودم طرح کردم ! دعوت می کنم شما رو به این بازی ...

 

1- فرض کنید با یه فنجون قهوه تلخ می تونید سفر کنیدبه یه زمان از تاریخ و اونجا زندگی می کردین ؛ به کدوم زمان می رفتین؟ و چرا ؟

من دوس داشتم دوره مصر باستان برم ؛ اونجا برده ای باشم که توی ساختن اهرام مصر رنج و مشقت کشیدن تا اون همه عظمت و شکوه رو بسازن ؛و بعد عاشق کلئوپاترا بشم ! برده ای که عاشق ملکه مصر میشه ...خیال باطل

2_به نظرتون به کدوم شخصیت تو تاریخ ظلم شده و کی رو خیلی تحویل گرفتن ؟!

به فردوسی خیلی ظلم شد؛هیچ وقت به حقش نرسید اما بعد مرگش تازه فهمیدن اون کی بوده!

یکی رو خیلی تحویل گرفتن که اصلا در حدش نیست اما نمیشه اسمش رو بگم چون شر میشه !!!

3-نزدیکترین دوستتون فردا میمیره (بگو خدا نکنه !) چیکار می کنید ؟

خیلی ناراحت میشم اما سعی می کنم به روم نیارم ؛میریم پیش اون ؛با هم می ریم بیرون ؛از خاطرات گذشته برای هم تعریف می کنیم ؛سعی می کنم شاد باشم تا اونم شاد بشه ؛بهش میگم چقد دلم براش تنگ میشه و ...برگشتم خونه میشینم یه دل سیر گریه می کنم !

4-اگه آخرین بازمانده از مردم روی زمین باشید چیکار می کنید؟!

میرم بیرون یه دوری میزنم ؛سعی می کنم کارایی رو که از ترس حرف مردم انجام ندادم  اونارو انجام بدم ؛چند تا شیشه رو بزنم بشکنم با سنگ ! برم بالای کوه داد بزنم و ...اما اخرش همه چی عادی میشه ! اون وقته ترس سراغم میاد ؛خودمو میکشم!!

5-دوست داشتین جای کدوم از شخصیت های کارتونی بودین ؟چرا؟

فرانچی ...که توی بچه های مدرسه والت بود ! خیلی شخصیت عجیبی داشت ؛بر خلاف ظهار شر و شوری که داشت اما شرایط زندگیش اون قد سخت بود که باعث شده بود اون شرور به نظر برسه ...

6- یک کتاب و یک فیلم و یک اهنگ که هر کسی از قبل از مرگش باید بخونه و ببینه و گوش بده ؟!

کتاب کلیله و دمنه رو بدون شک میگم حتما باید ادم قبل مرگش یه بار بخونه !چیز هایی توی اون کتاب هست که هیچ وقت کهنه نمیشه ...

قدیما فیلم رو فقط از این رزمی ها می دیدم ؛یه شب برنامه ای پخش شد به اسم سینما یک از تلویزیون؛فیلمی رو پخش کردن به اسم "مسیر سبز ؛ نگاه من رو اون فیلم تغییر داد؛چیزی که توی فیلم بود منو تحت تاثیر قرار داد ؛هیچ وقت دیالوگی رو که " جان کافی " به رئیس میگه رو یادم نمیره :خیلی خسته م رئیس ؛خیلی خسته !خسته از تنها سفر کردن ؛خسته از این که هیچ رفیقی نداشتم که پهلوم باشه و ازم بپرسه از کجا اومدم و به کجا می رم ؟اینقدر خسته ام که این قدر ادما همدیگه رو اذیت می کنن ...

اهنگ :شاید منتظر بودین اهنگی از شا.د.مهر ! اما اهنگی رو که از وبم پخش میشه ؛محسن نا.مجو ؛اونجایی که میگه ؛گذشتم از او به خیره سری ...؛ اینو باید حتما گوش داد !

7-خصوصیت بد و خوب اخلاقی شما ..؟!

خوبی ندارم! فکر این که ادم خوبی هستم و یا باشم منو ازار میده ؛چیز خوبی در خودم نمی بینم ..

اما بدی تا دلتون بخواد ؛زود رنج ؛کم تحمل ؛همیشه گوش به فرمان دل ! خوشخیال؛و البته سیاه نما !!

8_صبح از خواب پا میشید و توی ایینه می بیند تبدیل به یک حشره بزرگ شدین ؟!!چیکار می کنید ؟حستون چیه ؟!

مطمئنم اولش وحشت می کردم ؛باید از چشم بقیه خودمو پنهون می کردم ؛خیلی حس ترسناکیه! اون وقت شاید به "گریگور "هم فکر می کردم ؛بهش می گفتم که الان حالتو حس می کنم رفیق !

(گریگور شخصیتی که توی داستان مسخ کافکا به حشره تبیدل شده بود !)

9_فکر میکنید خدا هیچ وقت شما رو ببخشه ؟چرا؟!

سعدی میگه یه بنده خدایی از بس گناه کرده بود خسته شده بود؛رفت پیش خدا تا توبه کنه ؛این قد ناله و زاری کرد که خدا بهش گفت :پاشو بنده من ؛ این قد که تو گریه زاری کردی من شرمنده شدم!

کًرم بین و لطف پروردگار/گنه بنده کرده ست و او شرمسار ...

و جایی خوندم  : ""خداوند مرا خواهد بخشید این شغل اوست !!"" بله ! شغل خدا بخشیدن ادماست ...

10_فرض کنید چند تا رفیق صمیمی میخوان بیان دیدن شما ؛اما شما اصلا حوصله ندارید ! به اونا راستش رو می گید ؟!

مسلما نمی گم !! چون نمی تونم نه بگم ...اونم به دوستانی که شاید خاطره های خوشی باهاشون داشتم ...

/ 62 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شلخته خانوم

کیه داره هویت شلخته ای منو می دزده؟ آیپیشم خارجکیه؟ [ناراحت] دیگه این خارجکیا کارشون از انرژی هسته ای هم گذشته و کم مونده خودمونو بدزدن!!! [خنثی] نکنه چینی باشه و بخواد یه شلخته تقلبی از رو من بسازه؟؟؟ [نگران]

homa

آقا منم دوست دارم شرکت کنم!!!

homa

یعنی اون برده ی مصر!!!!!!!!

این هر از چندی غیبتها داره کم کم مشکوک می کنه آدم رو !!!؟؟ [نیشخند] [سوال]

مریم

چرا کامنتدونی بالا ، کلیک پذیر نیست ؟؟ من اونجا رو می خواستم .[خرخون]

محمد

جواباب خوبی بود -- احساساتی بودنت رو خیلی دوست دارم و از نظر من میتونه بهترین خصوصیت اخلاقیت باشه . گنجه! اما همون آخری که گفتی رو اصلا دوست ندارم اون سیاه نمایی لعنتی رو --- آی فرانچی! ما تو خونه به احمدی نژاد میگیم فرانچی [خنده]

محمد

یکی از کسایی که همیشه نسبت میده خودمم که[نیشخند] بلی آدمی بسیار خوب بود که در دلم خواهد ماند و فراموش نخواهم کرد اما بی احساس ها عمری به حال کسایی که دل دارن غبطه میخورن