امان ؛ امان !!!

امروز عصری داشتم خرامان ؛ خرامان و لی لی کنان  می اومدم خونه که صحنه ای رو تو خیابون دیدم ؛ پشت چراغ قرمز ماشینی پارک کرده بود و سمت راست رو بسته بود ( طبق قانون سمت ازاده که ماشین حرکت کنه حتی اگه چراغ قرمز باشه !) اما طرف ماشین رو پارک کرده بود و رفته بود ؛ ماشین پشت سری بوق می زد و اما می دید جلویی حرکت نمی کنه ؛باری !راننده جلویی اومد و خواست سوار بشه بره که راننده دومی که حق باهاش بود از ماشین پیاده و شد با حالت پرخاشگرانه بهش گفت که مردک ! اخه اینجا جای پارک کردنه ؟! راننده اولی هم گفت کار داشتم ؛ اینجا پارک کردم ؛مشاجره داشت ادامه پیدا می کرد که پلیسی همون جا اتراق کرده بود اومد طرفشون...

 من خواستم برم" اما با خود اندیشیدم که :بر اثر ایشان بروم ؛و معلوم گردانم که فرجام کار ایشان چه باشد ؛که من از این واقعه ایمن نتوانم بود ؛ و از تجارب برای دفع حوادث؛ سلاح ها توان ساخت !" ×

خلاصه اقای پلیس هم تشریف اوردن وسط معرکه ! گفتم حتما راننده جلویی رو جریمه می کنه و اون دومی رو اروم می کنه و قضیه ختم به خیر میشه ! اما دیدم پلیس با لحن بدی راننده دومی رو که حق با اونم بود خطاب قرار داد که : برو سوار شو ؛ برو ؛ برو ! راننده دوم عصبی تر شد ؛ داد می زد که اون یارو مقصره !! پلیسه هم داد زد که به تو چی ! به تو چی !( مثلا می خواست بگه به تو چه !!) خلاصه کنتاکی پیش اومد بین اون دو تا ! ماموره برگه جریمه رو دست گرفت و بهش گفت برو مدارک هاتو بیار !! برو مدارک هاتو بیار !

(من یه لحظه جو گیر شدم برم پلیس رو بکشم کنار و بهش بگم : عزیز دل برادر ! مدارک خودش جمع مدرک هستش ؛ دیگه مدارک رو با " ها " جمع نمی بندن که !! و بعد راهم رو سمت افق کج کنم و تو افق محو بشم ! اما بی خیال شدم !!)

باری!در این بحبوحه بود که راننده اول که مقصر هم بود صحنه رو ترک کرد و رفت ! پلیس موند و اون راننده دوم که نمی خواست مدارکش رو بده تا جریمه بشه !! آقای پلیس هم که می دید آتوریته ش در منظر مردم درحال فروپاشی هست بیشتر داد می زد و می خواست قدرت نمایی کنه !!اما زهی خیال باطل ؛اون راننده هم زیر بار حرف زور نرفت ! ماشین رو قفل کرد و گذاشت همون جا و گفت هر غلطی می کنی بکن !!

 

× قسمتی از داستان کبوتر طوقدار از کلیله و دمنه .

 

/ 48 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

سلام آقا رضا .م از سیاره نامهربونیها چطوری شما؟ خوش میگذره بهتون؟ حالا لی لی کنان میری مراقب باش نیفتی زمین یهووووووووو[خنده] برا خودت گفتم جوونی آرزو داری گفتم مراقب خودت باشی [چشمک] بهله ام [مغرور]

نیلوفر

برادر ِ من شما آخه با افق چه کار داری ؟؟؟؟ هی میرین افق هی افق ِ ما رو فیلتر می کنین فیلتر شکنم که نداریم مجبوریم پشت ِ در ِ افق وایسیم[زبان][خنده]

homa

خوب گفته!!!!هر غلطی دلت می خواد بکن!!!!بله دیگه!کارش کاملا غلطه!!!عین این مامانا که وسط دعوا می رسن و طرف آدم خطاکار رو می گیرن.آی لج دراره این موقع!!!!!دیدم که می گم[نیشخند]

مریم

این ضربدرها که اینجا استفاده کردی ، همون ضربدر کذاییه ؟؟[خنده] ها ها ها[خنده] سر صبحی حالمون جا اومد . ها ها ها.

پگاه

خرامان ؛ خرامان تمام صلابت مردانه ات رو با این عبارت زیر سئوال بردی !

پگاه

لی لی کنان چند سالته عمو ؟!

پگاه

(من یه لحظه جو گیر شدم برم پلیس رو بکشم کنار و بهش بگم : عزیز دل برادر ! مدارک خودش جمع مدرک هستش ؛ دیگه مدارک رو با " ها " جمع نمی بندن که !! و بعد راهم رو سمت افق کج کنم و تو افق محو بشم ! اما بی خیال شدم !!) واقعا چرا نگفتی ؟ فارسی برات مهم نیست ؟ کشورت برات مهم نیست ؟ دستور زبان مادریت برات مهم نیست ؟ سرزمین پدری برات مهم نیست ؟ اصلا تو وجدان داری ؟! تو خیر نمی بینی !

زهرا

ما که نرسیدیم این متن رو بخونیم از نظرات هم چیزی دستگیرمان نشد