نزدیکِ نزدیک میا که رنجور گردی!

 یه نفر چقدر ارزش داره ؟چقد برای دیگران مهمه ؟اصن همین که هست رو دیگران می بینن ؟یا این که ...

به خودم فکر می کنم ؛این که بودن من مهمه؟ارزش داره براشون؟اصن کسی منو می بینه ؟میدونم که باری روی دوش اونا هستم ؛روی دستشون موندم ؛نمی دونن باهام چیکار کنن ...نبودن من باعث نمیشه چیزی کم بشه ؛دو روزی گریه اشک و آه و...سنگ تموم می ذارن برام ..آره یه سنگ تموم میذارن روی ...و بعد میرن ! زندگی  ادامه داره ...

صد وعده‌ی امید به دل داده‌ام دروغ/  چون من مباد هیچ‌کسی، شرم‌سارِ خویش!/

 صائب تبریزی

کاش میشد زندگی دکمه برگشت داشت؛یه فرصت کوچیک به ادم میداد ...گاهی خیلی دیر میشه ؛خیلی دیر برای هر کاری ...

هر وقت دیدی/ من فاصله گرفتم/ و کمی دورتر رفتم/ مشغولِ کارِ خاصی نیستم/ باور کن/ رفته‌ام دارم گریه می‌کنم/ تا باز سبک شوم بال دربیاورم/ و به سویِ تو بازگردم!

/ روزبه بهاری

دلم می خواد ..دلم خیلی چیزا می خواد اما در عین حال چیزیم نمی خواد ! حس عجیبی دارم؛نمی دونم چمه !یه جور حس خواستن و نخواستن ...

از پل‌هایِ زیادی پریده‌ام/ در رودخانه‌هایِ بسیاری غرق شده‌ام/ بارها شاخ به شاخ شده‌ام با زندگی/ بارها گلوله خورده‌ام/ و بارها مرده‌ام/ عشق از من/ یک بدل‌کارِ حرفه‌ای ساخته است!!/

 جلیل صفر بیگی

 من اگر نباشم
هیچ اتفاقی نمی افتد ؛
خیابانی بسته نمی شود ؛
تقویمی در هم نمی ریزد !
تنها موهای مادرم کمی سپیدتر
برادرانم چند روز آسوده از کار
و خواهرانم پس از چند روز خاطراتم را
در پشت ویترین طلافروشی ها فراموش می کنند.
و شاید..
فقط گورکنی را کمی خسته کنم!

 

"ناصر رعیت نواز"

 

/ 33 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

ببین تو این شعر آخر و افکار اون طوری یه خودخواهی مخفی هست ... خوب حالا حتما باید خیابون بسته شه ... تقویم تا حالا برای نبودن کی بهم ریخته ... والا ... در ضمن اون مواردی که من دیدم هم خواهرهاشون هم فراموش نتونستم بکنن

خواهر طوفانی

[گاوچران]

مریم

سلام . من فک کردم امروز جمعه س همچین با خوشحالی اومدم اینجا ، که با یه پست جدید روبرو بشم بعدش یه دفه ای فهمیدم ئه امروز که دوشنبه س !![نیشخند]

چراغی در افق

گاهی اوقات اوضاع ناجورت به خاطره انتخاب اون چیز خاص یا ادم خاص یا راه خاص نیست ! بلکه تاوانه انتخاب اونه

چراغی در افق

شایدم اگر دکمه برگشت بازم همین راهو میرفتیم ! من فکر میکنم همین راه و میرفتم [متفکر] همچین آدمی هستم من [اوه]

چراغی در افق

چقدر شعر " ناصر رعیت نواز " قشنگه

ziziB

منم منظورم خودت بودی[نیشخند]

چراغی در افق

[ابرو][خنثی]

ziziB

بابا برو کامنت قبلی که واسه این پست گذاشتم رو بخون بعد متوجه میشی منظورم با خودت بود[نیشخند][نیشخند]

ziziB

ای بابا بیخیال اصلا[خمیازه]