سطح برنامه که پایین باشه ..!

دیروز بود؟ پریروز بود ؟ کی بود ؟ شما نمی دونین ؟! حالا فرقی هم نمی کنه ! جایی بودم و باید یه نیم ساعتی منتظر می شدم ...تلویزیون روشن بود و منم از سر بیکارگی (!) داشتم نگا می کردم ...یه مجری لوس و بی نمک و خودشیرین جلف ! داشت با یه حاج اقای خوش سیمای خوش بیان خوش تیپ (بزنم به تخته رو فرم بود حسابی !) مصاحبه می کرد ..

این حاج اقا به نظر نقشش این بود که دیگران رو بیاره تو اغوش اسلام و اینا!خلاصه داشت حرف می زد و اینا بعدشم یه داستان هم چاشنی کار کرد ! اما داستانش این بود که :

یه اقای دزدی یه شخصی رو تو بیابون خفت کرده بود و می خواست پولاشو بگیره ...اون شخص به دزده میگه من پولم فوقش کفاف یه ماه رو بده ( ماشالله وضعشم توپ بود !) بذار من یه نقشه گنج بت بدم تا همه عمرت بی نیاز باشی !

اقا دزده هم قبول می کنه و میگه باشه ..بعد اون اقاهه میگه ببینم تو خدا و قران رو قبول داری ؟

دزده هم میگه بله قبول دارم !!

خب ..تا اینجاشو داشته باشین ...رشته کلام از دستتون در نره ! اینجا یهو حاج اقا وسط داستان یه مکث می کنه ! پیش خودش میگه : شاید بالاخره یه ادم با کمی از شعور الان نشسته باشه و داره نگا می کنه ! یعنی چی هم دزده؟هم قران رو قبول داره ؟بذار یه جوری راست و ریسش کنم !

خلاصه ادامه میده که بعله ! درسته دزد بود اما خب بچه مسلمون هم بود ! دزدم دزدای قدیم !

به بقیه داستان کاری نداریم ! من فقط اینو میخام بگم که یعنی چی ؟ مگه میشه هم مسلمون بود قران رو قبول داشته باشه اما دزدم باشه !! میشه دیگه ! اغا بچه مسلمون باش و دزدی هم در کنارش !!اغا جان ! اینجوری میخای برای دیگران منبر بری ؟ اینجوری که همه از دین فراری میشن که شدن !

حضرت سعدی حکایتی داره در همین راستا !

ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی‌خواند صاحب دلی برو بگذشت گفت ترا مشاهره چندست؟

گفت هیچ. گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت از بهر خدای می‌خوانم. گفت از بهر خدای مخوان!!

(میگه یه نفر با صدای ناهنجارش داشت قران می خوند ! یه اغایی هم از اونجا رد میشد میره بهش می گه : تو با این صدای مخملی و لطیفت ! چقدر پول میگیری تا قران بخونی ؟!)

اونم گفت هیچی !! 

گفت برای چی این قد به خودت زحمت میدی  اخه ؟!

گفت  برای خدا می خونم !

اونم گفت : عزیزم !! تو که صدات در سطح تَتَلو "تو ای اف ام" هم نیستش ! صدات ناجوره ! ما که هیچی ! برای خدا هم نخون !!

 گر تو قرآن بدین نََمَط خوانی/  ببری رونق مسلمانی!

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

بسیااااااار عالی بووووود...به جان خودم رضا حقت رو خوردن

فقط من!

من ازین آدما زیاد دیدم... خودتم دیدی! آدمایی که یه جای زندگی دست گل به آب دادن ولی باقی قسمتا هنوز محفوظ مونده.... حیف که نمیشه مثال زنده زد !!!! یه بارم به جای ماهواره ازین چیزا نگاه کردی ( البت از سر اجبار ) بالاخره یه چی پیدا کردی ایراد بگیری!

سعید سلطانی

آره خوب میشه مسلمون بود دزد بود کلاهبرداری کرد اختلاص نمود و فحشا کرد هزارتا کار دیگه به دین مذهب نیست به شرافته! http://www.aparat.com/v/aymsT اینو هم گوش کن خوشت اومد دیگه خوشت اومده خوب :)

ziziB

من با حرف حاج اقا کاری ندارم ولی ما دزدایی هم داریم که خدا رو خیلی قبول دارن ولی از سر ناچاری مجبورن دزدی کن تو ی اون شرایطشون این تنها راهیه که به ذهنشون میرسه فیلم بچه های نسبتا بد رو ندیدی؟!!

شکلاتی

[خنده]

ziziB

از اون لحاظ واقعااا حق با توااا/ حالا جدی حاج اقاهه گفته سلام به زن نامحرم یا مرد نامحرم حراممممممممم!!![خنده][خنده]وای بلا بدور خدایااااااا درستش کن لطفا اخه این چه وضعیه[خنده]

مریم

و حضرت حافظ هم می فرماید گر مسلمانی به این است که حافظ دارد/وای اگر از پیِ امروز بوَد فردایی...راستی واقعن نمیدونستی همه به نام دین چه کارا که نمی کنن؟طرف همه کار میکنه و آخرشم میگه بابا مهم نیته،حالا اون کار هرچقدرم بد باشه باز اون طرف خوب میبینه...شما زیاد خودتو درگیر دزد قرآن خون نکن[لبخند]

خواهر طوفانی

اون جمله ی آخر که نوشتی : گر تو قرآن و ... یه هو این گرِ اولش منو یاد این انداخت : گر تو نمیپسندی ، تقدیر کن قضا را ! البته اگه اشتباه به ذهنم نیومده باشه !

شلخته خانوم

حالا داستانه آخرش چی شد؟