صبح روز بعد ...!

امروز جایی رفته بودم ( کجا ؟ نمیگم !)  برگشتنی باید با تاکسی  می اومدم ...از اون ور خیابون خرامان  ؛ خرامان  همچون اهویی داشتم می رفتم  سر ایستگاه !  از اون دور  یه دختر رو دیدم که ایستاده بود برای ماشین ؛ اولین ماشین جلوی پاش ترمز کرد اما سوار نشد ..دومی هم ایستاد اما بازم سوار  نشد ...هر دوتا هم تاکسی زرد بودن ؛ بعد دیدم رفت اون ور جوب تو سایه جلوس کرد !  پیش خودم گفتن حتما منتظر کسیه منم رسیدم ایستگاه و منتظر تاکسی بودم ..اومد ؛ دست بلند کردم و ایستاد ؛ در رو باز کردم که پامو گذاشتم که سوار بشم اون خانم کذایی  یهو عین عقاب تیزپر خراب شد سر ما و گفت :  آقا دربست ؟!!  من ؟تعجب راننده  تاکسی سوال چراغ راهنماییخمیازه اون عابر پیاده اون طرف خیابونخیال باطل 

راننده یه کم مکث کرد و گفت نه خانم ..! اقا سوار شو بریم .. تو راه بش گفتم که چرا دربست نرفتی ؟ بهتر بود که ؟ پول چار نفر رو حساب می کرد ؟ گفت نه ..من برای نو ایستادم و  داشتی سوار می شدی ؛ زشت بود بهت بگم برو پایین اون سوار بشه !!

حالا تو راه داشتم فکر می کردم به همون بحث کذایی شعور !!  خب اگه اون  دختره  منتظر ماشین بود که دوتا قبلش جلوش ایستادن سوار نشد ..بعدشم که اصلا رفت اون ور خیابون ایستاد ... من به ماشین اشاره کردم و  اون برای من ایستاد ...اون وقت اون چرا یهو میاد میگه دربست ؟  خب اون وسط من چه نقشی رو داشتم ؟  خب اخه بیشعور ! وقتی می بینی یه نفر سوار ماشین شده که تو نباید بیایی بگی دربست !  حالا اون راننده معرفت داشت ..یکی دیگه بود که منو از ماشین پرت  می کرد بیرون و ضایع می شدم ... این رو هم یاد نگرفتی ؟ یادت ندادن ؟!!

 و اما ....

یه اهنگ از یکی از این خواننده های اکادمی اومد بیرون ..! همین جا خواستم بهش بگم اگه بره همون وزنه برداری احتمال بیشتر داره موفق باشه تا خوانندگی !  کلا هیچ  کدوم شون نتونستن یه اهنگ خوب بدن بیرون ..همه شون تو همون تلویزیون مجری شدن ! خب اسمشو بذارین اکادمی مجری گری دیگه !  صدا که نداشت ..لهجه هم داشت؛ قیافه  ...؟ نه خدایی اونو داشت !  حالا یه چیز ؛  قدیما می گفتن البوم داریوش اومده ..ابی ...شادمهر ؛ مهستی ؛ هایده ...الان جدیدا می گن البوم حسین مخته ! ابراهیم تاتالو ! تو ای اف ام اج تی بی !  مادمازول تیغ زن !  فرشته  دخی ! حداقل چار تا اسم خوبم ندارن ...اهنگ که ندارین ..اسمم نمی تونین انتخاب کنین ؟

 

 

/ 28 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

خجالتم دادي رضا م از سياره مهربونيها[خجالت] راستي اگه يه جايي غلط املايي دارم عوض اينكه بگي خودت درستش كن اين رسم ِ دوستيه نه اينكه غلط املايي بگيري از دوستت ايشششششششششش [زبان][نیشخند] بعدشم اگه دختره خوب بود كولش مي كردي؟ [خنده] اي جان چه صحنه بامزه اي ميشد [نیشخند][مغرور]

آیدا

عجب راننده ی با معرفتی .. چه کمن اینطور آدما

asal

داداش از این بحث شعور بیا بیرون ول کن!

یادداشت های یک عدد سوکس صورتی

راستش من منظورم اینه که اون اعتقاد های خاص خودش رو داشت و این کارو کرد یکی هم ممکنه همچی اعتقادی نداشته باشه حرفم اینه باید احترام بزاریم به اعتقادش،وگرنه نباید توقع داشته باشیم که بقیه بزارن ما هرجور میخوایم فکر کنیم و اعتقاد داشته باشیم(چند بار اعتقاد رو گفتم؟؟[خنده]) البته با این وضع جامعه قبول دارم که کسی نمیزاره همونجوری که میخوایم فکر کنیم(نمونه بارزش گشت ارشاد بیشور[سبز])ولی خوب خودمون کم کم باید فرهنگ سازی کنیم. البته میگی بی احترامی من ازش بی احترامی ای ندیدم

یادداشت های یک عدد سوکس صورتی

یه چیز دیگه نمیشه قضاوت کرد که حتما این کار رو واسه ی ریا یا اینکه اینجا دوزار بیشتر بهش بدم انجام داده ! میدونم جمله بندیم افتضاحه آخه سردرد شدیدم[خنده]

خودم

همممممم... می بینم که عنوان عوض کردی..! :) بلاخره زمستون تموم شد..؟ آه رضا....

محمد

شاید دختر گلوش گیر کرده بوده منتظر بوده شما یه حرفی بزنی اونجا مثل حرفن شاید همون که فکر میکردی راننده بوده راننده هم محلش نداده شایدم مردم ازار بوده میخواسته حالتو بگیره با همه این حرفا شکر خدا بخیر گذشت --- دو حنجره منو کشته[خنده]

مریم

می خواستم چیزی بگم ، دیدم نمی تونم ! چیزی ندارم بگم نه برای اون خانوم محترم ، نه برای دو حنجره و ساسی مانکن !! و بقیه شون .

مریم

ساسی مانکن ! فکر کن![متفکر]