نه خیابانی که با من قدم زده باشی ...

کاش می‌دانستی چقدر راه رفتنت را دوست دارم..

آنقدر که جایی دور از چشم تو پشت پنجره‌ مه‌گرفته‌ای می‌نشینم ،

شیشه را به اندازه کف دستم پاک می‌کنم

و جرعه جرعه راه رفتنت را می‌نوشم...

 

چقد این منظره حس خوبی داره ... و البته غم انگیز ! وقتی می بینی دوس داشتن گاهی افتادن زیر پای دیگرانه تا از روت رد بشن و  ....

 

پی نوشت :

پسرعمه: آقای مجری این بی تو پسر نمی شود یعنی چی؟
آقای مجری: بی تو به سر نمی شود
-
چی نمی شود؟
+
به سر نمی شود ، یعنی نمیتونم بی تو زندگی کنم.
-
با پسرش؟
+
پسر نیست که ، بی تو به سر نمی شود.
کلاه قرمزی: یعنی کلاه ما رو میگه دیگه ، میگه اگه تو نباشی من به سرم نمیره
آقای مجری: نه نه ، بچه ها ، خیلی ساده ست . یعنی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم.
فامیل دور : منو میگی آقای مجری؟ منم بدون تو نمیتونم زندگی کنم ، من از بچگی آرزوم بود شما بگید به من نمیتونید بدون من زندگی کنید!!!

/ 54 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام . فکر میکردم یه پست درباره ی استقلال گذاشته باشی !![ابرو] اومدم دیدم خبری نیست . خب ما پست جدید میخیم .

خواهر طوفانی

ما پست جدید می خوایم ! زود باش [منتظر][منتظر][منتظر][منتظر][منتظر][منتظر]

خواهر طوفانی

الآن پیش دی جی جان بودم و اومدم خونه تازه ! سلام رسوندن بهتون ! [چشمک]

مریم

حسش نیست !!؟ حس نوشتن نیست ؟؟ کلیدتو میدی ؟؟ یه پست خوب برات بذارم ؟[خنثی]

مرجان

نه بهار جونم ، ناراحت نشدم كه . [بغل]

مرجان

واقعا كي گفته تو فضولي ؟! كي گفته تو مسائل خانوما دخالت ميكني ؟! گل گفته ! [زبان]

پگاه

عکسش کو ؟

bid

[نیشخند][نیشخند]

محمد

بی تو بسر نمیشود خورزما

homa

[نیشخند]بیا ببینم خواهر گمشده ی من نیستی؟[متفکر]