برای تولدت...

داشتم گوش می کردم این اهنگ رو ..یاد قدیما بودم ..دلت هنوز پیش منه ؟ هنوزم من جایی تو دلت دارم ؟ هنوزم من برات همون کسی بودم که می گفتی ؟ که اروم می شدی با من ..؟

نیستم..من هیچی نیستم ...بودم ..خیلی چیز ها بودم...اما حالا نیستم.. حالا خالی م...حالا دیگه پرپر شدم...هیچی ازم نمونده ..گذشته ها تنها بودم اما حالا تنهاتر ..حالا بدون آینده..بدون رویا...بدون هیچی...من بدون تو هیچی نیستم...خالی م...افسرده م...تنهام...بی رویام...غریبم...

امشب تولدته..یه حس غریب دارم تو این شب....کجایی حالا..من به کی تبریک بگم..برای کی خوشحال باشم؟ یه شب برات کیک خریدم..تنها ..بدون تو..برام مهم نبود که چی میشه...فقط می خاستم حوشحالت کنم..نتونستم..بدتر شد..

حالا بازم امشب تولدته...فقط می تونم از دور به یادت باشم..از دور برات خوشحال باشم ..


هیچی برام معنی نداره...دلم خیلی گرفته..خیلی وقته چیزی ننوشتم..وبلاگ من..خیلی وقت بود ننوشته بودم..یادم رفته نوشتن..

من هنوز فکر میکنم ..هنوزم فکر میکنم ..شاید یه روز ..شاید یه روز ..نمیدونم ..اما به همین خیال دلخوشم...


تولدت مبارک..


/ 3 نظر / 220 بازدید
nava94

غصه نخورین.گذر زمان همه چیو حل میکنه.شاید برگشت.شاید به هم رسیدین.شاید هم سرنوشتتون جای دیگه است.همه چیزو بسپرید به زمان.