پس تکلیف طاقت این همه علاقه چه می‌شود؟

اگر شانس بیاورم،روزی من هم پیرمردی خواهم شد

که هر وقت یاد تو می افتد،

سیگارش را از جیب کتش بیرون می آورد

و روشن میکند...

و با حسرتی پنهان میان آه های بلند به آن پُکهای پیاپی میزند،

اگر خروس بی محل مرگ همین شانس را هم از زندگی نگیرد...نگران

شعرامیر سربی

 

 

/ 24 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چراغی در افق

خدیا یعنی همچین زوج هایی هم هستن هنوز ؟ [رویا]

چراغی در افق

هعععی ...

چراغی در افق

هی رفیق !بزن به سلامتی روزی که برام مشکی میپوشی

نغمه

اگه از نظرت عشق دوم فاجعه هست پس همون بمون در خاطره ی عشق اول و پیر که شدی سیگار روشن کن به یادش[گاوچران]

ziziB

میگم الان کاملا از غار اومدی بیرون واسه همیشه ایا؟[خرخون]

نغمه

چه میدونی شاید عشق اول اشتباه باشه!!!!!!!!!!!!!! با یه کتاب که نمیشه گفت !نمیدونم در مورد همه صدق نمیکنه! خیلیا بوودن که بعد عشق اولشون و نرسیدن بهش و بعدش ازدواجی که داشتن موفق تر بودن و راضی تر... سخت نگیر رضا این نیز بگذرد... خودتو پاسوز یکی نکن... البته در درجه اول دعا میکنم که بهش برسی ولی اگه نشد هم لابد یه خیریتی توشه دیگه... نمیدونم البته به قول بعضیا حرفیدن راحته! انشالله که برات بهترین ها اتفاق بیفته.

خواهر طوفانی

من دقیقا به همین عکس توجه کردم ! اصلا متن رو با دقت نخوندم ... میخواستم بگم هنوز همچین آدم هایی هستن که بی خیال شدم !

پگاه

چه عکس پر احساسی

پگاه

چه شعر قشنگی

پگاه

سلیقه به خرج دادی ها!